UNDERSTANDING OR ISOLATION!

 ! درک یا انزوا

‘Insane’ is one of the songs I recorded and performed back in the 70s. The lyrics talk about injustice and bad thoughts, about the one who knows more, suffers most, about the bitter affairs surrounding us that could potentially drive us crazy. But there is another important point in that lyrics too.

‘دیوانه‎’

 عنوان یکی از آهنگ هایی است که در دهه ۷۰ اجرا و ضبط کردم. ترانه آن آهنگ، حکایت از ناروایی ها و بد اندیشی ها، حکایت از آنکس که بیشتر می فهمد ، بیشتر رنج می برد، سخن از پذیرفتن تلخی ها و اینکه امور پیرامون ما بعضا می توانند انسان را به مرز دیوانگی کشد دارد. اما در آن  نکته ای نهفته که حکایت از شرایط فعلی ما نیز دارد

Part of that lyrics reads: 

” Oh, wish I were alien with thoughts;

wish I were insane…

..insane till my heart wouldn’t take the burden of sadness;

or I wouldn’t have to shoulder the sorrow.

بخشی از آن ترانه چنین میگوید که:

“کاش با اندیشه ها بیگانه بودم؛

کاشکی دیوانه ی دیوانه بودم…..

…کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمی شد؛

“یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمی شد 

Now if we think about that song and have a look into the past, we could find a deeper meaning in the lyrics. And that is: either we will open up to accept and understand other thoughts or eventually find ourselves isolated. And that being alien with other thoughts would have nothing but isolation in this global village, which would eventually drive all of us to insanity.

حال اگر به آن ترانه بیاندیشیم و به گذشته نگاهی اندازیم، مفهومی عمیق تر در آن میتوان یافت.

 یا باید نسبت به اندیشه ها باز بود و سعی بر درک آنها داشت، یا خود را منزوی یافت!

و آنکه بیگانه بودن با اندیشه ها در این دهکده جهانی چیزی جز انزوا در پی ندارد و یک فرد منزوی نهایتا از بیگانگی خود تا مرز جنون رنج خواهد برد

We, you and I, after all the bitterness of isolation for the past 30 years, along with our isolated society and country, which is still being alien to many thoughts, must wakeup and find ourselves.

ما، من و تو که طعم تلخ انزوا را در طی سی سال گذشته چشیده ایم، به همراه جامعه و کشور منزوی گشته ما که هنوز با بسیاری از اندیشه ها بیگانه است، باید به هوش آییم 

However the lyrics metaphorically suggests ‘Insanity’ as a wishful solution to ignore opposite thoughts and ideas, it corresponds the fact that the remedy is in respecting and understanding each other’s thoughts.

اگرچه آن ترانه بطور تمثیلی دیوانگی را به عنوان نوش دارو برای رهایی از مشقت درک اندیشه ها ی متضاد بیان می کند،  ولی بواقع بیانگر آن است که حقیقت در درک اندیشه ها و احترام به آنهاست

You and I know very well that the isolation of our community will not vanish by sitting in a corner, ignoring and passing by the problems. Then let us begin with respecting and defending the ‘Freedom of Thoughts’. Together let us enforce the ‘Freedom of Expression’.

من و تو خوب میدانیم که گوشه نشینی، بی خیالی و گذشتن از مسائل، مشکلات جامعه منزوی ما را محو نمی کنند. پس بیا باهم از احترام به اندیشه ها و دفاع از آزادی اندیشه آغاز کنیم. بیا با هم به آزادی بیان قوت ببخشیم 

Let us not forget that understanding comes before agreement. Once understanding is established, agreement can follow.

 بگذار فراموش نکنیم که کلید رهایی از انزوا در درک یکدیگر قبل از موافقت با یکدیگر است. اگر اول سعی بر درک یکدیگر داشته باشیم، موافقت در پی آن دست یافتنی است

Freedom of Thoughts‘ and ‘Freedom of Expression‘ are Human Rights numbers 18 and 19 which we should not only practice but also promote.

آزادی اندیشه و آزادی بیان، اصل های ۱۸ و ۱۹ قوانین حقوق بشر هستند که باید آنها را نه تنها تمرین کرد بلکه ترویج داد

The lyrics of the song continues:

” I’d rather a world free from injustice;

I embrace a life full of joy and honesty.”

ادامه آن ترانه میگوید:

“من جهانی می پسندم خالی از هر ناروایی؛

“دوست دارم زندگی را با صفای بی ریا ئی 

In order to shape a happy world free from inequality or abuse, we need to care about freedom of thoughts and expression.

برای ساختن جهانی با صفا و خالی از ناروایی، جهانی که بخش کوچکی از آن به تو و من تعلق دارد باید به آزادی اندیشه و بیان اندیشید.

ستار 

 

 

 

 

 

Advertisements