Music at What Service?

موسیقی در چه خدمتی! 

آلن هاروی، پروفسور علوم عصب شناسی در دانشگاه وسترن استرالیا  در شهر پرس که خود او نیز یک ستاره موسیقی راک میباشد و گیتار مینوازد در یکی از مقالات اخیر خود چنین میگوید: معمولا گفته میشود که در دنیا جمعیت و فرهنگی نیست که به اندازه کافی موسیقی نداشته باشد. اما موسیقی به چکار میاید؟ همانگونه که آنتونی استور در کتاب خود “موسیقی و ذهن” بیان کرده: موسیقی به خودی خود نماینده نیست. بعبارت دیگر تئوری خاصی را جانب داری نمیکند. سیاست خاص یا پیام ویژه ای را مانند زبان و یا گویش ترویج نمیدهد.

اما موسیقی بطور آشکارا  برانگیزنده است و بر روی رفتارهای احساسی و روانی ما بسیار موثر میباشد. 

انسان بطور کلی تمایل به حضور دستجمعی و همراهی با رویداد های موسیقی دارد. حال این همراهی و تمایل در همخوانی ممکن است در اجرای سرود ملی در یک مسابقه فوتبال باشد، یا در محل کنسرت، یا در مراسم عروسی و ترحم و غیره. اما آنچکه اینجا حائز اهمیت است اینست که “موسیقی مبلمان دائمی ذهن و مغز بشر است”.

آهنگساز برجسته، پل هیدمیت میگوید: “موسیقی تا زمانی که ذهن دریافت کننده را تحت تاثیر قرار ندهد، چیزی جز صدایی نامفهوم نیست.”  حال اگر خواسته باشیم آن تعریف را کاملتر کنیم شاید بهتر باشد بگوییم، موسیقی زمانی موجودیت می یابد که بر ذهن “بشر”  تاثیر بگذارد. اما در جایی که  موسیقی به خودی خود پیام ویژه ای را همچون زبان و گویش ارائه نمیدهد چطور میتواند تاثیر گذار باشد؟ در این خصوص از لحاظ علمی مطالعات بسیاری در مورد تاثیر موسیقی بعنوان وسیله ای برای روان درمانی انجام شده و تجارب بسیاری حاکی از تاثیر مثبت موسیقی در روان درمانی دارد اما در خصوص درد های اجتمایی چطور؟ خب، اینجاست که موسیقی به خودی خود کم تاثیر است و نیاز به مکمل هایی چون شعر یا ترانه و صدا یا خواننده دارد. بعبارت دیگر زمانی موسیقی میتواند به دردهای اجتمایی کمک کند که موسیقی و زبان با هم همگام شوند و گویشی آهنگین را بطوری موثر به ذهن شنونده القاء کنند.

 

حال آیا هنر موسیقی و جامعه هنری ما در خدمت اجتماع است ؟ متاسفانه نه چندان. اکثریت جامعه هنری ما بیشتر در خدمت سودا گران صدا و کسب درآمد و گذاران زندگی هستند و کمتر دیده میشود که جامعه هنری و رسانه ایی ما حاضر به مشارکت باشند.

حقیقت اینست که خود من بعنوان یک خواننده  با کسب درآمد از طریق اجرای برنامه و ضبط و پخش موسیقی هیچ مخالفتی ندارم و بعنوان کسی که در این حرفه فعالیت میکند این کار را بسیار پسندیده میبینم. اما استفاده از هنر موسیقی و بگار گیری صدا برای رساندن پیامی ویژه امر حساسی است که این مهم شاید برای بسیاری از خوانندگان در جامعه هنری ما که بیشتر به فکر گذران زندگی و کسب منافع مالی از قبال شغل خود هستند امکان پذیر نباشد. چرا؟ بدلیل اینکه قرض دادن صدا خود برای فریاد زدن دردهای اجتمایی ، سیاسی و غیره بیش از هرچیز نیاز به داشتن “باورها” است . نیاز به داشتن پایبندی به برخی “اصول” است. نیاز به “انتخاب” خط مشی و نگرش اجتمایی-سیاسی دارد. خود من بارها حتی توسط برخی از هوادارانم مورد انتقاد قرار گرفته ام که چرا با ضبط آهنگ ها و ساخت ویدئوهایی  که  پیام های سیاسی -اجتمایی دارند موافقت میکنم در حالی که اینگونه کارها معمولا شانس پخش از تلویزیون ها را نمی یابند.

با توجه به مطالب یاد شده در بالا، جواب من در اینجا اینست که من برای مردم میخوانم و هر وقت که لازم باشد صدای خودم را جهت بیان، تسکین و شادمانی اجتمائی که در آن زندگی میکنم قرض خواهم داد.

 یک جا لازم میبینم که برای تسکین بسیاری و یاد بود عزیزی کاری ضبط کنم. جای دیگری لازم میبینم بطور زنده با آهنگی از عزیزی دیگر یاد کرده باشم ، و در جایی فرصت را بهتر میبینم تا بخشی از رخ دادهای اجتمایی کشورم را در ویدئو خود بگنجانم که هرکدام نتیجه تصمیم من بعنوان یک خواننده و نقشی است که برای خود میبینم می باشد.   حال پایبندی من به “باورها” و برخی  “اصول”  که در مسیر کاری خود پیشه کرده ام هزینه های  شغلی-شهرتی و اجتمایی هم دارد که باید پرداخت.

به عقیده من هنر موسیقی نتنها درخدمت رشد فرهنگ کشور بلکه باید در خدمت اجتماع و نیازهای روحی – روانی آن نیز باشد.

 ستار

 

Alen Harvey, a Professor of Neurosciences at the University of Western Australia in Perth, who is also a rock star and plays the guitar in a band, mentions in his recent publication that it is often said there is no culture and no group of humans across the globe lacking music.

But what is music? And what is it for? As Anthony Storr describes in his book Music and the Mind: ‘Music is not usually representational. In other words, it doesn’t impart any particular theories, it promulgates no doctrines, and it does not convey information like language.’

But music clearly affects our mental arousal, emotional and physiological responses. It is intimately linked to movement and dance. Humans participate in group musical events, whether it be singing the national anthem at a football match, responding to music at a wedding or funeral, or whether we are involved in choirs, karaoke or rock ‘n’ roll jam sessions. It doesn’t matter. It is, to quote Anthony Storr again, ‘a permanent part of our mental furniture.

The composer Paul Hindemith said that music is meaningless noise unless it touches a receiving mind. If we were to refine that further to say that by definition music only exists when it touches a mind of Homo sapiens, then all else in all other species is a form of communication but it is not music.

But where music is not corresponding a specific message on its own, as language does, then how could it be influential? What about the pain and suffrage of society at large?

Well, there are loads of studies and research on music that prove its positive therapeutic effect on human but for the society at large story is different and there is where music is not that helpful on its own and requires voice and words to complement it. Music can assist to ease social pains or assist its direction when combined with language and when delivered along with lyrics.

Now, are music and our Iranian artistic community serving our society? Regretfully, not enough. Most of our artistic communities and music industry are serving personal gaining, businesses and dealers. Our music industry as well as our media are rarely participating in such endeavours.

Fact of the matter is that, I, as a singer and performer have no objection on earning from the art of music but using one’s voice/art to deliver a socio-political message is a sensitive issue that not every vocal artist would be comfortable to undertake, especially those who meet their ends from their music career. Lending your voice for socio-political causes and movements requires one to be a strong ‘believer’ and a ‘principle-centered’ individual with a crystal clear socio-political ‘choice/decision’.

I for one have been criticized, even by some of my fans, for my contribution to such message songs and music videos, especially that often those types of songs and videos do not get much chance to be broadcast.

But with view to the above, here my answer to such criticism is that: I sing for people! And whenever necessary, I lend my voice to highlight, to tranquilize and to bring joy to the society that share living.

In one instance, I see it necessary to record a song tailored for a memorial of a loved one who is no longer with us, in another I see it necessary to do a cross-over on stage to remember a close friend and in other cases I get true pictures of what have happened in our society inserted in my music video.

What I see necessary to include in my music productions are all coming from my ‘beliefs”, ‘principle’ and the ‘choices’ I have to make. And for doing that, if there are prices I should pay out of my publicity, then so be it.

In my opinion the art of music not only should promote the culture of our nation but also it must serve our society with its mental and spiritual needs.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s